ادبيات قبطي تقريباً منحصر به نوشتههاي ديني است و تنها استثنايي كه به آن برخوردهام اين است: هوراپولون (چهارم ـ 1) كتابي راجع به خط هيروگليف نوشت، كه تنها ترجمهٴ يوناني بسيار ناقصي از آن به دست ما رسيده. يك پاپيروس پزشكي از سدهٴ نهم يا دهم حاوي مجموعهاي از دستورهاي پزشكي به لهجهٴ صعيدي است كه از مآخذ مصري، يوناني و عربي اقتباس شده است (مقدمه1، 601؛
ايسيس، 7، 184). بالاخره، يك سلسله آثار دستوري وجود دارد كه مربوط به سدهٴ يازدهم به بعد است، يعني زماني كه زبان قبطي كاملاً زير فشار عربي قرار گرفته بود. نقطهٴ اوج اين فعاليت دستوري و واژهنويسي در زمان ابوالبركات بود كه در سال 1324 درگذشت. اين كتابهاي دستور زبان به عربي و بيشتر براي استفادهٴ كشيشان و خادمان كليسا نوشته ميشد، كه ناچار بودند زبان آييني خود را به شيوههاي مصنوعي فراگيرند، همان گونه كه كشيشان انگليسي يا فرانسوي ميبايد زبان لاتيني را ميآموختند.
انحطاط و زوال زبان قبطي بسيار شبيه به انحطاط و زوال زبان سرياني است. قبطي اندكي بيش از سرياني، ولي با امتيازاتي خيلي كمتر در برابر فشار زبان عربي ايستاد. هر دو زبان از ميان رفتند، چون اجازه دادند زبان عربي در زندگي روزمره جانشين زبان مادريشان شود. ممكن است قبطيان و سريانيان تصور كرده باشند همين كافي است كه زبانشان را براي مراسم آييني خود نگهدارند و هر زبان ديگري براي موارد ديگر خوب است. آنان اشتباه غمانگيزي مرتكب شدند.
وقتي زباني در زندگي روزمره و در شعر كاربرد نداشته باشد، وقتي زنان و كودكان، ديگر به آن زبان حرف نزنند و تنها كشيشان آينده آن را در مدرسهها بياموزند، زبان در شُرُف مرگ است و بهزودي زباني مرده ميشود. در اواسط سدهٴ چهاردهم سرياني مرده بود؛ قبطي يك يا دو قرن ديگر ماند. در مورد زبان سرياني، مصنوعي بودن آن از اينجا معلوم ميشود كه حتي معلومات كشيشان از زبانشان چنان بد بود كه نيازمند ترجمهٴ عربي كتابهاي آييني خود بودند! چند سال پيش در بيروت كتابي به دست آوردم كه در آن يك دعاي سرياني با ترجمهٴ عربي آن در دو ستون موازي كنار هم نوشته شده و براي حفظ آبرويشان در برابر خارجيان هر دو ستون به خط سرياني است. كتابهاي نماز و دعا و عبادات قبطي هم به همين ترتيب چاپ شده، يعني به قبطي و عربي، ولي در اين مورد وسيلهاي براي پنهان كردن نبوده، چون هر دو خط با هم تفاوت زيادي دارند.1 براي ارزيابي وضع، كشيش كاتوليكي را در نظر بگيريد كه بدون يك ترجمهٴ فرانسه يا انگليسي چاپ شده در همان صفحه نتواند كتاب دعايش را بخواند.
1 .مجموعهاي از آثار عادي قبطي ـ عربي در نيمهٴ دوم سدهٴ هجدهم توسط رافائل توكي اسقف آرسينوئه تدوين و بهوسيلهٴ انجمن تبليغات ديني در رم منتشر شد. نميدانم آيا قبطيان غيركاتوليك از لحاظ زباني ضعيفتر از همكيشان متحد كاتوليكشان بودند يا نه.